ژیمناستیک هنری Artistic Gymnastic
اولین مدرس و داور بین المللی ژیمناستیک گلستان first Teacher and International Judge Artistic Gymnastic from i.r.iran- golestan
صفحات وبلاگ

 

 

مثبت و منفی اندیشی

 

شما مثبت اندیش هستید یا...

 


 
ذهن‌ آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد. ضمیر ناخود آگاه نمی‌تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می‌تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه‌ی زیبا و مثبت می‌تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه‌ی منفی و یأس‌آور می‌تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان‌ها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.
 
موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند؛ آنان که می‌پندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبت‌نگری را کنار گذاشته و در جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند.
 
خانواده ، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده ی خود را قادر و توانا می‌دانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانواده‌هایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.
 
تعریف تفکر مثبت:
شیوه‌‌ای از فکر کردن است که فرد را قادر می‌سازد نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه‌ ترین تصمیم را بگیرد.
 
 
 
افکار مثبت و منفی:
افکار مثبت، افکاری سازنده‌، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می‌یابند و باعث می‌شوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می‌کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.
 
 
ویژگی‌های افراد مثبت‌نگر: 
 
- با وجود تفکر درباره‌ی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می‌کنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.
 
- از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می‌کنند و برای رد کردن نظارت نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.
 
- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می‌کنند. 
 
- همیشه سعی می‌کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می‌کنند.
 
- همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می‌کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیض‌گویی می‌شوند.
 
- چون دارای ذهن مثبت هستند، می‌توانند افکار خود را کنترل کنند. 
 
- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبه‌های منفی، موارد مثبت آن را بیان می‌کنند و موضوع را به فال نیک می‌گیرند به عبارت دیگر «نیمه ی پرلیوان را می‌بینند» .
 
- مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می‌کنند.
 
- اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش‌ مشرب هستند. 
 
- همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت‌بخش بوده و سعی می‌کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.
 
- در ارتباط‌های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می‌کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.
 
 
ویژگی‌های افراد منفی‌نگر: 
 
همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.
 
- غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می‌کنند.
 
- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می‌کنند. 
 
- در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست می‌کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می‌دانند.
 
- تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می‌کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل می‌کنند بعد فکر!»
 
- چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.
 
- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند فقط به جنبه‌های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می‌کنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را می‌بینند!»
 
- از کاه کوه می‌سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.
 
- غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.
 
- همه‌چیز در نظر آنها غم‌انگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمی‌برند. 
 
- در ارتباط‌های اجتماعی خود به همه کس و همه چیز شک و سوء‌ظن دارند و فکر می‌کنند که همه علیه آنها توطئه می‌کنند.
 
منبع: تبیان 

 

چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به  وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.

سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می آید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی می برد. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هرامری می تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.

مثبت اندیشی به ما کمک می کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم .

کلمات نیز تأثیر بسیاری بر افکار و احساسات ما می گذارند. کلمات می تواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال کند. پس دقت کنید کلماتتان را در جهت مثبت و زیبا کردن افکار و احساساتتان به کار ببرید.

به کاربردن واژه ها و عبارات تأکیدی مثبت در زیباتر شدن افکار و اعمال ما و بهبود کیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی می شود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم می رسم.»

هیچگاه مشکلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نکنید. این فکر که دنیا سرشار از مشکل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به کار بردن این روش باعث ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب می شود.

نحوه اظهار نظر کردن در مورد دیگران و کارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی کنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نکنید. ابتدا در مورد آن فکر کنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح کنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد.

در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند که با افکار و گفتار منفی شان سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی کنید تا حد امکان با چنین افرادی همنشین نشوید.

بسیاری از مردم افکار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها می دهند. حتی در صحبتهایشان با یکدیگر مدام از سختیهای کارشان، کم خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله می کنند و همین امر تأثیر منفی بر فکر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان می شود.

مطمئن باشید که اطرافیانتان هیچ علاقه ای به شنیدن سخنان منفی شما ندارند. سعی کنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و کارتان برای دیگران صحبت کنید. زیرا شنیدن آنها می تواند برای دیگران هم جالب باشد.

به نظر شما بهتر نیست که ما به جای اینکه فقط به مشکلات، بی عدالتی ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیکاری و هزاران فکر منفی دیگر تمرکزکنیم، به اینکه در زندگیمان بسیاری از اوقات کارها درست و خوب پیش می روند فکر کنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شکایت از زندگی و کار، هر جا که هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی صحبت کنیم؟

ممکن است شما در آخرین سفرتان از اینکه هواپیما چند ساعت تأخیر داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همکارانتان تعریف کنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان تعریف کرده اید؟

وقتی از شما می پرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی می دهید؟ آیا جواب می دهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود.» یا می گویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شکر همه چیز بر وفق مراد بود.»

اگر به تمام لحظات زندگیمان فکر کرده و آنها را مرورکنیم، می بینیم که در طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است. پس چرا به جای فکر کردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات سخت فکر کنیم؟

فراموش نکنید که افکار منفی می تواند یک روز سفید را خاکستری نشان دهد و افکار مثبت حتی یک روز خاکستری را زیبا و سفید می کند.

به طورکلی مثبت اندیشی و افکار منفی هر دو به صورت مسری از فردی به فرد دیگر سرایت می کند. شما می بایست سعی کنید به جای اینکه اجازه دهید افکار منفی دیگران بر شما تأثیر بگذارد و روحیه شما را تضعیف کند، با گفتار مثبت خودتان اندیشه ها و افکار مثبت را به دیگران منتقل کنید و به آنها بیاموزید که افکار منفی شان را کنار گذاشته و اندیشه های مثبت را جایگزینش کنند. با این کار شما می توانید هم به اطرافیان خود کمک کرده و هم روحیه مثبت اندیشی خود را تقویت کنید.

هرگاه حادثه ناراحت کننده ای در زندگیتان پیش آمد، به جای اینکه مأیوس و نگران شوید، آن را به فال نیک گرفته و به این فکر کنید که قطعا” راه دیگری برای سعادت و خوشبختی شما گشوده شده و می بایست آن راه را بیابید.

سعدی در بیت زیر به زیبایی این موضوع را بیان می کند:

«خدا گر به حکمت ببندد دری

به رحمت گشاید در دیگری»

به فرض اگر شما شغلتان را از دست داده اید، پیشنهاد می کنم به جای تأسف و ناراحتی، خوشحال باشید زیرا این مسئله پیام مثبتی برای شما دارد. از دست دادن شغلتان بدین معناست که شما باید وارد کار جدید و بهتری شوید و فراموش نکنید که در هر امری حتی به ظاهر ناراحت کننده، جایی برای  خوشحالی و موفقیت وجود دارد.

نوع نگرش و تفکرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او می باشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است.

خوش بینی نیز می بایست عاقلانه باشد . نباید خوش بینی را با اعتماد کورکورانه به هر کسی یا چیزی اشتباه بگیریم. مثلا” در سرمایه گذاری در هر نوع فعالیتی بهتر است هم خوش باشیم و هم در کنار آن با نگاهی نقادانه و دقیق جلو برویم. نظر نقادانه به شما کمک می کند که جلوی هدر رفتن سرمایه تان را بگیرید و دقیق ترو بهتر تصمیم بگیرید. اگر قرار است در کاری سرمایه گذاری کنید بهتر است، ۷۰% با دید خوشبینانه و ۳۰% با دید نقادانه جلو بروید و در مورد آن کار تفکر و بررسی کرده و سپس تصمیم گرفته و اقدام کنید.

 

فکر مثبت بجای فکر منفی

 
 
 
 
 
 

توجه به نیکی و زیبایی ، به جای دیدن بدی و زشتی

در جستجوی سعادت و پاکی بودن به جای بدبختی و نکبت

و به سراغ شادی و نشاط رفتن به جای غم و اندوه

. زندگی در روشنی و معنویت و صفا را پذیرفتن به جای زندگی در تاریکی

و خلاصه تفکر مثبت به جای تفکر منفی به هیچ وجه کار مشکلی نیست .

از کنار پنجره ای که رو به گلخن باز میشود به کنار پنجره ای که رو به گلستان باز میشود به هیچ وجه مشکل و دشوار نیست ولی بین این دو فرق زیادی است.

پس در این صورت خود را عادت دهید که پیوسته به زیبایی ها نگاه کنید بدی ها و زشتی ها را ننگرید درهای ذهنتان را برای قبول چیزهای خوشایند و مسرت بخش باز بگذارید بصورت بدی ها سیلی بزنید بگذارید از شما بگریزند به آنها اصلا روی خوش نشان ندهید انگاه خواهید دید که بد شانس نیستند و در ظرف مدت کمی روحیه و اخلاقتان نیز اصلاح خواهد شد و حوادث جور دیگری جریان پیدا می کند.

توجه داشته باشید شمایی که پیوسته از بدبختی ، بدشانسی ، مشکلات و فقر مالی شکایت
می نمائید هزاران نفر انسان ، آرزو دارند مانند شما و در موقعیت شما باشند .

منفی نگری را کنار بگذارید و به جای آنکه موقعیت ، کار ، دوستان ، وضع مزاجی و خلاصه همه چیز زندگیتان را بد و حقیر بشمارید . از همین الان مثبت اندیشی را شروع کرده و زندگی را زیبا ببینید قسمت پرلیوان را ببینید از هر چیزی به نیکی بحث کنید ، اگر این چنین فکر کردن یعنی مثبت اندیشیدن را مدتی ادامه دهید احساس خواهید کرد که کم کم در دنیایی دیگر قرار گرفته اید . دنیایی سرشار قشنگی ، خوبی ، خیر ، مهربانی ، دلسوزی ، همراهی

دنیا سیاه نیست ، عینکی که بر چشم ماست سیاه است برای رسیدن به دنیایی روشن و زیبا فقط کافی است این عینک لعنتی را برداریم ، عینک سیاه ، عینک بدبینی ، عینک منفی نگری را برداریم ، آنک همه چیز را مثبت و خوب خواهیم یافت.

فردی که دارای مشخصات اخلاقی برجسته ای است نمی تواند اجازه تفکر و گفتار منفی را به خود بدهد او هرگز نمی گوید « حالم از آنچه هست بهم می خورد » « همه با من سر دشمنی دارند » « هیچ چیز با من سازگار نیست » « این هم شد زندگی » و.. و از طرفی چون منفی نمی بیند هیچ گاه نمی گوید : نمی توانم ، فایده ای ندارد ، ولش کن ، بلکه با نگاه و فکر مثبتی که دارد می گوید : می توانم ، این کار را انجام خواهم داد ، زندگی فرحبخش است ، دوستان ، دوستند ، کارها وفق مراد است ، راه و سفر با همه دشواریها شیرین و پیمودنی است .

منفی نگری ها و منفی اندیشی هایند که بیش از هر عاملی زندگی را تباه می کنند زیرا تفکر منفی یعنی تردید ، یعنی عدم اعتماد به نفس ، یعنی بی انگیزگی ، یعنی به هم زدن رابطه ها ، یعنی دعوا و قهر کردن با همه چیز و همه کس ، یعنی زجر کشیدن و غصه خوردن .

آنانی که تسلیم افکار منفی میشوند زنجیر اسارت را ، طوق بدبختی را و طناب سیاه روزی را به گردن خود می اندازند آنان محکوم به شکست و نابودی هستند مگر آنکه طرز تفکر خود را تغییر بدهند تفکر منفی را به تفکر مثبت تبدیل کنند.

بدبینی سلامتی را از میان می برد و روحیه را ضعیف می سازد .

آنکه تفکر مثبت دارد هرگز در انتظار بدی نیست او همیشه امیدوار است که با خیر و نیکی رو به رو شود.

در هر چیزی باید جنبه های خوب آن را دید در جستجوی کمال بود و بدی ها را فراموش کرد .

زیرا مغز انسان شبیه کامپیوتری است که قدرتی باور نکردنی دارد اگر بدانیم با آن چگونه کار و رفتار کنیم و بدانیم که نتیجه کارش کاملاً تابع اطلاعات و دستوراتی است که به آن
می دهیم می پذیریم که با دادن دستورات درست مثبت و منطقی است که خروجی و کارکرد مغز منطقی مثبت و درست خواهد بود و دستور نادرست و منفی طبیعتاً نتیجه نادرست و منفی دارد .

حال به این کامپیوتر ، مغز توجه کنیم ببینیم تا چه اندازه دستورات و برنامه هایی که به او داده شده بد و منفی است .

اگر زندگی را مرور کنیم اگر افراد مختلفی (والدین ، دوستان ، آموزگاران ، مردم عادی ، برنامه هایی که دیده ایم و.. ) به بهانه های گوناگون و در شرایط جورواجور به ما و در حقیقت به مغز ما پیام منفی داه باشند پیام هایی مانند :

- عجب آدم فراموشکاری هستی

- چقدر ادم دست و پا چلفتی هستی

- چقدر ادم بدجنسی هستی

- تو عرضه هیچ کاری را نداری

- تو اصلا ادم بدشانسی هستی

- خیلی بی استعدادی

- هیچ اهل ابتکار و خلاقیت نیستی

- عجب آدم خسیسی

- خیلی خجالتی هستی

- چقدر ضعیف و ناتوانی

- واقعاً که بی ریخت و بد تیپ شده ای

- تو بدقولی و همیشه دیر سرقرار می آیی

- تو خیلی آدم خودخواهی هستی

- هیچ کس از تو خوشش نمی آید

- صحبت کردن یاد نداری

- تو در تحصیل به جایی نمی رسی

- تو اهل تحمل و صبوری نیستی

- تو شهامت و جرات نداری

- چقدر آدم بی اراده ای هستی ؟

- تو اهل مقاومت نیستی

- تو چیزی نمی شی

- تو به جایی نمی رسی

- بیخودی تلاش نکن ، فایده ای ندارد

چند تا دستور رسید ؟ آن هم دستور و برنامه منفی و نادرست آن هم طی یک روز ؟ بگوئید سی تا ، هر سال میشود چند تا ، تقریباً 10000 تا چی ؟ 10000 تا دستور منفی ؟ چند سال ادامه داشته است ؟ فرض کنیم 10 سال مجموعاً چند تا دستور منفی به مغز رسیده ؟ 100000 تا . خوب از کامپیوتر یا بفرمائید مغزی که فقط ظرف ده سال یکصد هزار برنامه منفی گرفته چه انتظاری دارید ؟ چه میشود ؟ خروجی و کارکرد مغز یا کامپیوتری که 100000 دستور و برنامه منفی دریافت کرده است ، چه خواهد بود ؟

همان چیزی که پژوهشگران برجسته رفتاری ، ابراز می کنند : مادر ، پدر ، همکلاسی ، رفیق ، همکار ، همسر ، همه و همه با انگیزه دلسوزی و حمایت اما با دادن پیام و برنامه های منفی باعث شده اند تا 77% از افکار همه مان منفی باشد .77% در صد !

می توانید تصورش را بکنید ؟ بنابراین از مغزی که ما در حال حاضر داریم و با دلسوزی های نزدیکان و دلسوزان ما 77% از برنامه هایش منفی است نباید انتظار کار درست داشته و منتظر داده های مثبت باشیم .

جالبتر اینکه محققان پزشکی معتقدند 75% از بیماریهای ما نیز خود ساخته اند ، تعجب می کنید ، نه تعجب نکنید ، همان طور که گفته شد این حامیان و یاوران دلسوز ما
بوده اند که بی توجه مدام و همیشه در کار تخریب بوده و ذهن ما را با برنامه ریزیهای غلط خراب کرده اند . لحظه به لحظه ، با کلمه ها و دلسوزیهای غلط برای زندگی ما برنامه های منفی و سیاه ریخته اند . ما هم فکر می کنیم این فکرها و ذهنیتها حقیقت محض اند . و فاجعه آنکه بر اساس این بایگانی سیاه و منفی برای خودمان نقش ، وظیفه ، کار ، تکلیف ، مسئولیت ، دوستی ، دشمنی ، همراه ، همکار و تعریف ، تعیین و انتخاب می کنیم .

حال اگر به جای این همه پیام و برنامه هفتاد و هفت درصد منفی همه یا بیشتر دستورالعمل ها یی که مغز دریافت کرده بود درست و مثبت بود و در آن دهسال،
می گفتند :

- عجب آدم با شهامت و پر جراتی هستی

- عجب آدم با نشاط و پر انگیزه ای هستی

- تو فردی بزرگ اندیشی و جامع نگری هستی

- تو اهل فکر و مشورت هستی

- تو فرد با پشتکار و هدفمندی هستی

- تو با شهامتی و به دیگران اجازه دخالتهای غیر منطقی نمی دهی

- تو می توانی خودت برای خودت تصمیم بگیری

- تو از کارهای سخت و بزرگ شانه خالی نمی کنی

- تو از کارهایت لذت می بری

- تو محبت می کنی و محبت را دوست داری

- تو ادم صادق ، راستگو و صبوری هستی

- تو فردی خلاق ،مبتکر و نوآور هستی

- تو فردی قوی و توانمند هستی

- تو آدمی منظم و شایسته هستی

- تو از یاری و کمک دیگران استفاده می کنی

- تو از تن آسایی و تنبلی پرهیز می نمایی

- تو از مشکلات هراسان نمیشوی و برایشان راه حلهای مناسب پیدا می کنی

- تو سخاوتمند و بخشنده هستی

- تو به خویش مسلط هستی

- تو فقط به پیشنهادات و حرفه های مثبت دیگران توجه و عمل می کنی

- تو در برابر حرفها و نظرات نادرست دوستان ، قاطعانه می ایستی

- تو حرف و دیدگاه خود را بیان می نمایی

- تو سر رشته زندگی ات را خودت به دست داری

- تو مهربانی ، دانایی ، احترام و خوبی را دوست داری

خوب کسی که این همه دستور مثبت گرفته چگونه عمل می کند ، زندگی خصوصی اش ارتباطات اجتماعی و خانوادگی اش ، میزان موفقیت و شکست هایش چگونه خواهد
بود .

حالا می توانید پاسخ خیلی از آن چرا ، چراها را ، بدهید ، چرا بعضی ادمها شادمان و با نشاط هستند ؟ چرا کارهاشان را خیلی راحت انجام می دهند ؟ چرا زندگی شان خوب ، با آرامش و موفقی دارند ، چرا به جای فرار از مشکلات و دشواریها با آنها مواجه شده و حلشان می کنند و تهدیدها و شکست ها را به فرصتهای بزرگ تبدیل می نمایند ؟

چون ذهنشان برنامه ریزی درست و مثبت شده است ، خودشان را باور دارند . توانمندی هایشان را می شناسند لذا بی جهت و غیر مسئولانه بخت ، سرنوشت ، شانس ، اقبال حادثه و اتفاق را عامل کامیابی یا ناکامی خود نمی دانند . اینان به فرمول اساسی موفقیت دست یافته اند راه ساده پیروزی را شناخته اند . فهمیده اند که هر کس در نهایت همانی میشود و همان کاری را به انجام می رساند که بیش از همه به آن اندیشیده است و فکر کرده است .

آنان می دانند که هر کس دنیا را دقیقاً به همان رنگ شیشه هایی می بیند که فکرش در جلوی چشمش قرار می دهد و ما هم اگر نمی خواهیم دنیا را قهوه ای ببینیم باید شیشه قهوه ای را برداریم . دنیا قهوه ای نیست . شیشه جلوی چشم ما قهوه ای است .

پس وقتی فهمیدیم که با توهم و افکار منفی ، پیرامون خود را دیوار کشیده ایم و دشمنانه ترین رفتار را خودمان با خودمان داریم زیرا با لشکر بی رحم و سنگدل سیاه بینی و منفی اندیشی ، خود را محاصره کرده و رفت و آمدها را بر اساس تائید یا مخالفت سربازان این لشکر که بدترین دشمن خونی ما هستند ، انجام می دهیم و معلوم است که کی می رود و کی می اید چه خبرها و تحلیلهایی با نگاه و معیارهای دشمنانه شان
می رسد یا نمی رسد معلوم است که هر کس را این سربازان بخواهند بزرگش می کنند و هر کس را بخواهند تحقیر و کوچک می نمایند . راه چاره ؟ شکستن این دیوار و حصار و تاراندن این سربازان که همان توهمات ، پندارهای غلط و افکار منفی هستند و خود را از اسارت فکرهای منفی خلاص کردن هیچ شهری در دراز مدت نمی تواند در محاصره تاب بیاورد حتماً از پای در می آید انهم چنین محاصره ای و از کجا معلوم که سالهاست از پا در نیامده ایم ولی متوجه نیستیم .

محاصره را بشکنیم دیوار را فرو بریزیم دنیای ما همین محیط کوچک پر از ترس و حول ، پر از سیاهی و دشمنی نیست ، این بدی های فضا و محیط ، ناشی از کارها ، محدودیت ها و تلقینات غلط سربازان دشمن (افکار منفی ) است و گر نه دنیا روشن ، خوب و بزرگ است

ولی تا این دیواردر محاصره هست هراس ، ناامنی ، تنهایی ، تباهی و سیاهی هم هست تکرار میشود این بدی های محیط این سیاهی های فضا ، به خاطر این دیوار و محاصره است و این محاصره و دیوار ناشی از فکر منفی است و سیاهی با سیاهی پاک میشود بلکه بیشتر میشود سیاهی را بایستی شست و شستن سیاهی یعنی شستن فکر ، یعنی زدودن و پاک کردن منفی های اندیشه یعنی :

                        
 
 
« رسیدن به تفکر مثبت »

 

 

نام گروه: موفقیت و شادکامی      تعداد بازدید: 7882

مثبت اندیش باش تا كامروا باشی

مثبت اندیش باش تا كامروا باشی
وقتی روان شناسان می‌گویند افكار مثبت و منفی تاثیرات مثبت و منفی روی زندگی می‌گذارند، شاید خیلی‌ها باور نكنند اما این حقیقت دارد.

 

روان شناسان می‌گویند رفتار شما محصول افكار شماست

وقتی فرمان ترس از مغزش وارد چشم‌هایش شد، چشم‌های بیرون زده اش پدرش را هم به وحشت انداخت. پسر از حمله و كشتار می‌ترسید، وقتی شنید به قبیله ای در همان نزدیكی حمله شده است، برای چند ثانیه توان حركت كردن نداشت. پدرش فقط یك جمله به او گفت:" نترس، اگر بترسی، ترس سراغت می‌آید." آن موقع نفهمید پدرش چه می‌گوید. اما وقتی نوبت به خودش رسید و خواستند او را نیز مثل بقیه هم قبیله ای‌هایش بكشند، یك دفعه با نیرویی كه هیچ قدرتی نمی‌توانست جلوی آن را بگیرد، گفت:" الان وقت مردن من نیست." آن نیرو چه بود؟ خودش هم نمی‌دانست اما یك چیز را می‌دانست. پسر كوچولو و همسر باردارش داخل یك چاله پر از آب گیر افتاده بودند. تنها او بود كه می‌توانست آنها را نجات بدهد. هنگام حمله دشمن با دست خود آنها را داخل گودال فرستاده بود. اما حالا با شروع ریزش باران هر لحظه احتمال غرق شدن آنها داخل گودال بود. الان ثانیه‌ها هم ارزش داشت. به هیچ چیز فكر نمی كرد جز دویدن و رسیدن به چاله و اتفاق افتاد؛ آن چیزی را كه اراده كرده بود.

وقتی روان شناسان می‌گویند افكار مثبت و منفی تاثیرات مثبت و منفی روی زندگی می‌گذارند، شاید خیلی‌ها باور نكنند اما این حقیقت دارد. بخشی از رفتارهای انسانی ناشی از افكار ما است. وقتی می‌گویند افكار تعیین كننده سبك زندگی، احساس، وضعیت جسمی، روحیات و .. است، منظور این است كه انسان با افكار مثبت و منفی وارد عمل می‌شود و به دنبال آن طبق گفته‌های دكتر پرویز رازقی،‌ روان شناس و مدرس دانشگاه ، باید منتظر یكی از اتفاقات زیر باشند:" در نگرش منفی قدرت برداشت فرد از رفتار خوب و افكار خوب به حداقل می‌رسد یعنی اگر فردی با ویژگی‌های خوب در مسیرمان قرار بگیرد ذهن ما به علت افكار منفی قدرت دریافت رفتارها و شخصیت‌های خوب دیگران را به عنوان یك تنبیه تلقی كند. این در حالی است كه در فردی با نگاه مثبت، رفتارهای خوب دیگران، بهتر نیز مشاهده می‌شود." از دیدگاه این روان شناس منفی اندیشی موجب منفی شدن افكار و رفتار فرد و حتی ظهور رفتارهای منفی در دیگران می‌شود.

در همین راستا ما قانونی داریم به نام قانون جذب كه می‌گوید وقتی افكار مثبت پخش كنید بازخورد آن اتفاقات مثبت است و برعكس. شاید خیلی از شما‌ها فیلم راز را دیده باشید. این فیلم خاطرات و تجربه افرادی است كه با قدرت قانون جذب توانستند به خواسته‌هایشان برسند كه البته طبق اظهارات این روان شناس رابطه علت و معلول قانون جذب ثابت نشده است. دكتر رزاقی بروز رفتارهای مثبت و منفی را ناشی از وجود نیرویی در مغز عنوان می‌كند كه بسته به اینكه فرد مثبت یا منفی اندیش باشد این نیرو در همان جهت فعال می‌شود. چنانچه مغز به سمت افكار منفی فعال بشود نتیجه آن به صورت ضعیف شدن روابط اجتماعی افراد، كاهش موفقیت‌ها، ضعف روابط بین فردی، تعاملات اجتماعی ضعیف، گرایش كمتر افرادبه فعالیت و كار ظاهر می‌شود و در نگرش مثبت برعكس این موارد.

 

منفی، منفی را جذب می‌كند

طبق اظهارات دكتر رزاقی افرادی كه افكار منفی دارند به سمت افكار منفی دیگران جذب می‌شوند. این در حالی است كه هر چه قدر باور و ایمان فرد منفی ترباشد سقوط وی به سمت منفی گرایی،‌ و جذب به سمت افراد منفی گرا بیشتر می‌شود، ولی برعكس اگر فرد منفی اندیشی، تجارب خوشایندی را هم از مثبت اندیشی داشته باشد،‌ یا ایمان و باور او عمق زیاد نداشته باشد به سمت فرد مثبت اندیش گرایش پیدا می‌كند.

 

خارهایی كه گل می‌دهند

اما این كه مثبت اندیشی چه نتایجی را به دنبال دارد، دكتر رزاقی در این باره میگوید:" افرادی كه افكار مثبت دارند می‌توانند كینه را به محبت،‌ضعف را به قدرت، یاس را به امید و شكست را به موفقیت تبدیل كنند." افرادی كه باور مثبت دارند در مشكلات به فرصت‌ها فكر می‌كنند و در جستجوی راهكار هستند تا موفقیت به دست بیاورند ولی افرادی كه افكار منفی دارند به جای ارایه راهكار،‌ از هر فرصتی استفاده می‌كنند تا به مشكلات بیندیشند.

اما چگونه است كه عده ای به سمت افكار و افراد منفی كشش بیشتری دارند و عده ای دیگر افكار منفی بیرونی روی آنها اثر كمتری دارد؟

دكتر رزاقی در این باره می‌گوید:" طبق نظریه ای به نام راتر، افرادی كه اسناد بیرونی دارند رفتار منفی آنها تحت تاثیر عوامل محیطی و خارجی است. اینها شكست بیشتری را در زندگی تجربه می‌كنند. در حالی كه افرادی با اسناد درونی، افرادی هستند كه اعتماد به نفس بالا و نگرش مثبت تری دارند و موفق تر هستند. این افراد به سادگی تسلیم افكار منفی بیرونی نمی شوند. همچنین در بین آدم‌ها سه تیپ شخصیتی متعدد داریم: استینك، آتلانتیك و تكنیك.

در نوع استینك منفی گرایی بیشتر است چون به طور معمول ویژگی شخصیتی حساس تری دارند، لاغر تر و زودرنج تر هستند. عادت به منفی یا مثبت فكر كردن، فقر فكری،‌ القای افكار مثبت و منفی از طریق مشاهده ( دیدن افكار پدر و مادرو..) تقویت افكار از طریق خود فرد به فرض مثال با دروغ گویی پاسخ مثبت دریافت كرده است و حالا به صورت یك باور درونی تبدیل شده است. از دیگر مواردی است كه به منفی گرایی یك فرد دامن می‌زند." این روان شناس از بین تمام موارد موثر در القای افكار مثبت و منفی در افرادی كه از طریق ویژگی‌های شخصیتی به این باور دچار شده اند را سخت تر اظهار كرد چرا كه این نوع افكار منفی دراثر زمان و تكرار ایجاد شده و به تدریج جزیی از شخصیت فرد شده است ولی با كمی صبر می‌توان ساختار اینگونه رفتار را كه درونی شده اند را تغییر داد.

 

ساختار شكنی زمان ندارد

از دیدگاه دكتر ابوالقاسم مهری نژاد، روان شناس،‌عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا، ساختار شكنی افراد زمان مشخصی ندارد. برای اینكه بتوان فرد منفی اندیشی را به سمت مثبت اندیشی سوق داد موارد متعددی دخیل هستند. از جمله میزان هوش افراد، موقعیت اجتماعی،‌اقتصادی و خانوادگی.

دكتر مهری نژاد می‌گوید:" در افرادایده آل گرا و آرمان گرا باورهای منفی بیشتر مشاهده می‌شود چرا كه تحقق آرمان‌های این قشر سخت تر است، بنابراین باورهای منفی سریع تر در آنها نفوذ می‌كند."

به اعتقاد دكتر رزاقی،‌باورهای منفی در بزرگسالان در گذر زمان ریشه دار تر می‌شود و نیاز به درمان دارد اما در كودكان نیاز به درمان و تغییر نیست و تنها توصیه می‌شود والدین الگوهای مثبت اندیشی را طی شكل گیری مراحل شخصیتی به وی ارایه دهند.

محمود عباسی                    Mahmoud Abbasi
اولین مدرس و داور بین المللی ژیمناستیک هنری گلستان first Teacher and International Judge Artistic Gymnastic from i.r.iran- golestan
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :



كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ